ابراهيم عاملي ( موثق )

359

تفسير عاملي ( فارسي )

« يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّه ثُمَّ يُنْكِرُونَها ) * « 1 » 83 طبرى : بعضى گفته‌اند : يعنى مى - شناسند ارزش نعمت وجود پيغمبر را و انكار ميكنند ، مجاهد گفته است : يعنى اين نعمتها كه يادآورى شد ميدانند از خدا است و منكر ميشوند و ميگويند : كوشش پدران ما است كه به ارث برده‌ايم . ديگرى گفته است : مقصود از » ينكرونها « اين است كه ميدانند از خدا است و ميگويند : اگر فلان كس نميبود اين استفاده را نميكردم ، ديگرى گفته است : يعنى اقرار ميكنند : روزى ، از خدا است و چون از آنها بپرسند ميگويند بميانجيگرى بتان اين روزى بما رسيده است . « أَكْثَرُهُمُ الْكافِرُونَ » 83 مجمع : مقصود اين است كه بيشتر كافرند و كمتر صغير و غير مكلف ، يا ناقص عقل و بيخردند ، يا از دين و وظيفه بيخبرند پس اينها را نميتوان كافر دانست . « وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً » 84 مجمع : يعنى پيغمبران و نيكان هر دوران بر كارهاى مردمان آن دوره شهادت ميدهند ، امام صادق ( ع ) فرمود : هر زمان و هر ملَّتى امام و پيشوائى دارد كه بقيامت با همان پيشوا و رهبر بمحشر ميروند ، و فايده ى شهادت اين است كه مردم بيشتر از فضاحت آن روز بترسند و خوددارى كنند از بدكارى . « وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ » 84 مجمع : يعنى مجال اصلاح خود را ندارند و به آنها مهلت نميدهند كه رضاى حقّ را فراهم كنند و خود را اصلاح كنند . روح البيان : اين جمله از « عتبى » مشتق است بمعنى رضا يعنى طلب « عتبى » از آنها نميشود و به آنها نميگويند برويد به دنيا و موجب رضاى خدا را فراهم كنيد . حافظ گفته است : كارى كنيم ورنه خجالت برآورد روزى كه رخت جان بجهان دگر كشيم « قالُوا رَبَّنا هؤُلاءِ شُرَكاؤُنَا » 86 مجمع : بعضى گفته‌اند : يعنى كافران مى -

--> ( 1 ) اين جمله بيان « تولوا » است ايشان با اينكه نعمت خدا را ديدند باز رو ميگردانند و زير بار حقّ نميروند . ( مصحّح )